تبليغاتX
ذاکر بین الحرمین کربلایی نریمان پناهی
که عاشق کار با فتوا ندارد .......................... سر سالم در اینجا جا ندارد

تـو يـادگـار هـفتمين سپيده اى شـكـوه مـاندنى ترين قصيده اى
اشـارتـى ز بـيـكران روشنى كـه از ديـار بى نشان رسيده اى
سـتـاره حـريـم سـبز فاطمه ز بـى نـهـايـت خدا دميده اى
بـهـار سـبـز بـاغهاى آرزو امـام قـصـه هـاى ناشنيده اى
گـل نـجـيـب بـاغ آفـرينشى كـه در دلـم بـهـار آفريده اى
تـو قـلب عاشقان هر زمانه را بـه لـطف و بخششت خريده اى
تـو مـنتهاى مهر و رحمت خدا ز هرچه غير اوست دل بريده اى
زمـهربانى ات، ز دل ستانى ات چـه نقش ها به لوح دل كشيده اى
مـيـان لالـه هـاى سـرخ آشنا غريـب آشـنـا! تو برگزيـده اى
ز سـاغـر كرامـت مـحمـدى زلال نـور مـعـرفت چشيده اى
ز بـاغهـاى بـى زوال سرمدى سـبدسـبد گـل حضور چيده اى
دلا! ز شـوق لـحـظـه زيارتى چـه عـاشقانه از قفس پريده اى!
بـهـار شـد دوبـاره باغ باورم ز عـشق تو كه روشناى ديده اى
بـه شـام غـربـت سياه عالمى طـلـوع فجر هشتمين سپيده اى

از سخنان گوهر بار حضرت علی بن موسی الرضا(ع):

عليكم بالقصد فى الغنى و الفقر, و البر من القليل و الكثير. فان الله تبارك و تعالـى يعظم شقة التـمرة حتـى يـاتـى يـوم القيمة كجبل احـد.
بر شما باد به ميانه روى در فقـر و ثروت, ونيكى كردن چه كم و چه زياد, زيرا خـداوند متعال در روز قيامت يك نصفه خرما را چنان بزرگ نمايـد كه ماننـد كـوه احد باشد.

تزاوروا تحـابـوا و تصـافحـوا و لا تحـاشمـوا.
به ديدن يكديگر رويد تا يكديگر را دوست داشته باشيد و دست يكديگر را بفشاريد و به هم خشم نگيريد.

عليكـم فى اموركـم بالكتمان فـى امور الدين و الدنيا فانه روى (( ان الاذاعه كفر)) و روى (المذيع و القاتل شريكان) و روى (ما تكتمه مـن عدوك فلا يقف عليه وليك).
بـر شمـا بـاد به راز پـوشـى در كـارهـاتـان در امـور ديـن و دنيـا. روايت شده كه (افشاگرى كفر است) و روايت شده (( كسى كه افشاى اسرار مـى كند با قاتل شـريك است)) و روايت شـده كه (( هـر چه از دشمـن پنهان مـى دارى , دوست تو هم بر آن آگاهى نيابد)).

لا يعدم المـرء دائرة السـوء مع نكث الصفقة , و لا يعدم تعجيل العقــ وبه مع ادراء البغى .
آدمى نمى تـواند از گردابهاى گرفتارى با پيمان شكنى رهايى يابد, و از چنگال عقـوبت رهـايـى نـدارد كسـى كه بـا حيله به ستمگـرى مـى پــ ردازد.

اصحب السلطان بـالحذر, و الصـديق بـالتـواضع, و العدو بـالتحـــرز و العامة بالبشـر.
با سلطان و زمامـدار با تـرس و احتياط همراهى كن , و با دوست با تواضع و با دشمـن بـا احتيـاط, و بـا مـردم بـا روى خـوش .


من رضى عن الله تعالى بالقليل من الرزق رضى الله منه بالقليل من العمل.
هر كـس به رزق و روزى كم از خدا راضى باشد, خداوند از عمل كم او راضى باشد.

العقل حباء مـن الله, والادب كلفة فمن تكلف الادب قدر عليه, و مـن تكلف العقل لـم يزدد بذلك الا جهلا.
عقل , عطيه و بخششى است از جانب خدا, و ادب داشتن, تحمل يك مشقت است, و هر كـس با زحمت ادب را نگهدارد, قادر بر آن مى شود, اما هر كه به زحمت بخواهد عقل را به دست آورد جز بـر جهل او افزوده نمـى شود.

ان الذى يطلب من فضل يكف به عياله اعظم اجرا من المجاهد فى سبيل الله.
براستى كسى كه در پى افزايش رزق و روزى است تا با آن خانواده خود را اداره كنـد, پـاداشـش از مجـاهـد در راه خـدا بيشتر است.

خمـس مـن لـم تكـن فيه فلاتـرجـوه لشـى ء مـن الـدنيـا و الاخـرة: من لم تعرف الوثاقة فى ارومته, و الكرم فى طباعه, والرصانة فى خلقه, والنبل فى نفسه و المخافة لربه.
پنج چيز است كه در هر كس نباشد اميد چيزى از دنيا و آخرت به او نداشته باش:
1 ـ كسى كه در نهادش اعتماد نبينى .
2 ـ و كسى كه در سرشتـش كرم نيابـى ,
3 ـ و كسـى كه در آفرينشـش استـوارى نبينى ,
4 ـ و كسى كه در نفسش نجابت نيابى ,
5 ـ و كسى كه از خدايش ترسناك نباشد.

مـا التقت فئتـان قط الا نصـر اعظمهمـا عفـوا.
گروه با هم رو به رو نمى شوند , مگر اين كه نصرت و پيروزى با گروهى است كه عفو و بخشش بيشترى داشته باشد.

لاتدعوا العمـل الصالـح و الاجتهاد فى العبادة اتكالا على حب آل محمد (ص) و لا تدعوا حب آل محمـد(ص) لامرهـم اتكـالا علـى العبـادة فـانـه لايقـبل احـدهـمـا دون الاخر.
مبادا اعمال نيك را به اتكاى دوستى آل محمد(ص) رها كنيد, مبادا دوستى آل محمد(ص) را به اتكاى اعمال صالح از دست بدهيد, زيرا هيچ كدام از ايـن دو , به تنهايى پذيرفته نمى شود.

+ جمعه 8 آبان1388

ساعت 0:35

توسط سید حسن رئیسی با همکاری آخرین یادگار مسئول اجرایی وبلاگ سید ذاکر |

كوير براى حضورت نورانى مى شود وپنجره هابه شوق رويت، نيمه شبى رابه سوى خورشيد باز نمى شوند . كوچه پس كوچه هاى قم به يمن حضورت نورانى مى شوند و سروهاى آزاد به احترامت قيام مى كنند.

آرام آرام، بر پهنه كوير حضور پرولايت شكوفه مى دهد ; غربت به يمن غريب معنامى يابد.

دلم مى خواهد برايتان از بانويى سخن بگويم كه خيال سبزتان نيمه شبى بر اقامه سبزش سلام مى دهدو در آينه حرمش چهره آرايد.

برايتان از بانويى سخن مى گويم كه همانند زينب (س) كه براى قيام قربانى داد و خورشيد عاشورا را با صبرش تعريف كرد، او هم با قدمهاى پرحياتش، به سرزمين كويرى قم حيات بخشيد ودر رگ ايرانيان خون حمايت از ولايت را جارى ساخت.

برايتان از بانويى سخن مى گويم كه به يمن حضورش، شهر قم، مركز صدور علم ودانش علوى شد و محل رشد وبالندگى .

برايتان از بانويى سخن مى گويم كه بارگاه زيبايش، پناهگاه دل هاى عاشقى است كه شب هاى چهارشنبه در جمكران بيتوته مى كنند. به نيابت از شيعه در نيمه شب هاى كويرى قم، سربرآستان حرم حضرت دوست مى سايند و براى ظهور گل نرگس دعا مى كنند و از بانوى كرامت، براى شكوفه دادن درخت اجابت استمداد مى طلبند.

معصومه …

معصومه تفسير معصوميت است كه روزگارى در مدينه طلوع كرد، معصومه اقامت غربت است در روزگار غربت نگاه ها، معصومه تفسير بلند تبعيت است از ولايت .

معصومه نگاه سبزى است كه از معصوميت سرچشمه مى گيرد، معصومه، روزگار دلداگى است واز غربت به قربت رسيدن .

معصومه ترجمان بلند عاشوراست و قصه با زينب هم سفرشدن .

معصومه فلسفه شيدايى است و غزل ماندن و بودن، معصومه نگين ايران است كه درقم، شهر اقامه مى درخشد .

معصومه ضريت بالاى ارادت به ولايت است، معصومه، قصه بلند مدينه تامشهد است .

معصوم انتهاى متبلور است. معصومه سرسلسله تنهايى است، معصومه فانى فى الله است.

آقاي ناصر اصغر زاده موحد ، از خدام حرم مطهر مي گويد : دريکي از روزها در کفشداري حرم مطهر حضرت معصومه در شيفت کاري خود مشغول کار بودم . بعد از اتمام كار که به منزل رفتم ، ديدم درب منزلمان خيلي شلوغ است . پرسيدم : چه اتفاقي افتاده ؟ گفتند : پسر شما از بالاي پشت بام همسايه - که يک ساختمان سه طبقه بود - به پايين افتاده است ! شوکه شدم و گفتم : بچه مرده است . در کمال نا اميدي ، به سرعت خودم را به بيمارستان رساندم و سراغ پزشک معالج پسرم رفتم و به او گفتم : من خادم حضرت معصومه (س) هستم . در حق بچه ام کوتاهي نکن ! به خاطر بي بي بچه ام را نجات بده . دکتر گفت : هر کاري از دستم مي آمد برايش انجام دادم . او مثل يک مرده افتاده است و از دست من کاري ساخته نيست . در همان حال ، رو به حرم مطهر حضرت معصومه (ع) کردم و از خانم خواستم که پسرم را نجات دهد . ناگهان ! بچه چشمهايش را باز کرد و دوباره بست . او به زندگي بازگشته بود . پسرم مدتي بعد از بيمارستان مرخص شد . امروز که حدود 16 سال از آن ماجرا مي گذرد پسرم صحيح و سالم است . من حيات دوباره او را از اربابم حضرت فاطمه معصومه (س) دارم .

+ دوشنبه 27 مهر1388

ساعت 23:30

توسط سید حسن رئیسی با همکاری آخرین یادگار مسئول اجرایی وبلاگ سید ذاکر |

شهادت امام صادق عليه السلام را خدمت همه

شيعيان مكتب جعفري تسليت مي گويم



امام صادق در نگاه دیگران

فقها و دانشمندانِ زمان امام صادق(علیه السلام) و همچنین عالمان بعد از او، همگى آن حضرت را به عظمت و برترى علمى و گستردگى دانش ستوده اند.
از آن جمله:

1 ـ ابوحنیفه، پیشواى مشهور فرقه حنفى، گفته است:«من دانشمندتر ازجعفربن محمّد ندیده ام.» و نیز از او نقل شده که گفته است:

«لَوْ لاالسَّنَتانِ لَهَلَکَ نُعمْانُ» یعنى اگر آن دو سال (شاگردى من نزد او) نبود، نعمان هلاک مى شد.(اسم ابوحنیفه نعمان بن ثابت بوده است).
2 ـ مالک، پیشواى فرقه مالکى، گفته است:«مدّتى نزد جعفر بن محمّد رفت و آمد مى کردم، او را همواره در یکى از سه حالت مىدیدم: یا نماز مى خواند یا روزه بود و یا قرآن تلاوت مىکرد، و هرگز او را ندیدم که بدون وضو حدیث نقل کند.»

3 ـ ابن حجر هیتمى گفته است:«به قدرى علوم از او نقل شده که زبانزدِ مردم گشته و آوازه آن، همه جا پخش شده است و بزرگترین پیشوایان (فقه و حدیث) مانند: یحیى بن سعید، ابن جریح، مالک، سفیان ثورى، سفیان بن عُیَیْنَه، ابوحنیفه، شعبه و ایّوب سبحستانى از او نقل روایت کرده اند .»

4 ـ ابوبحرجاحظ گوید:«جعفربن محمّد کسى است که علم و دانش او جهان را پرکرده است و گفته مىشود که ابوحنیفه و سفیان ثورى از شاگردان اوست، و شاگردى این دو تن در اثبات عظمت علمى او کافى است.»

5ـ ابن خلّکان مورّخ مشهور نوشته است:«او یکى از امامانِ دوازده گانه در مذهبِ امامیّه، و از بزرگانِ خاندانِ پیامبر است که به علّت راستى و درستى گفتار، وى را صادق مىخواندند. فضل و بزرگوارى او مشهورتر از آن است که نیاز به توضیح داشته باشد. ابوموسى جابربن حیّان طرطوسى شاگرد او بود. جابر کتابى شامل هزار ورق تألیف کرد که تعلیمات جعفر صادق را دربرداشت و حاوى پانصد رساله بود.»

6 ـ شیخ مفید مينویسد:«به قدرى علوم از او نقل شده که زبانزد مردم گشته و آوازه آن، همه جا پخش شده است و از هیچ یک از افراد خاندان او، به اندازه او علوم و دانش نقل نشده است.»

+ سه شنبه 21 مهر1388

ساعت 19:56

توسط سید حسن رئیسی با همکاری آخرین یادگار مسئول اجرایی وبلاگ سید ذاکر |

بسم رب شهدا و الصدیقین

 

سرنوشت مقلدان خمینی کبیر چیزی جز شهادت نیست

هفته دفاع مقدس بر راست قامتان عرصه ایثار و شهادت مبارک باد

 

 

بنیانگزار کبیر جمهوری اسلامی ایران حضرت روح الله الموسوی الخمینی :

شهداء در قهقهه مستانه اشان و در شادی وصالشان عند ربهم یرزقون هستند/.

ولی امر مسلمین جهان حضرت آیت الله خامنه ای :

ما اگر نمی جنگیدیم با شرمندگی در برابر شهید جهان آرا  باید خرمشهر را محمره تلفظ می کردیم ، ما   

اگر نمی جنگیدیم باید با خجالت در برابر شهید چمران سوسنگرد را خافجیه می خواندیم ، ما اگر         

نمی جنگیدیم باید با سرافکندگی در برابر ملت خوزستان را عربستان می نامیدیم/.

سید شهیدان اهل قلم شهید سید مرتضی آوینی :

چه جنگ باشد چه نباشد راه من و تو از کربلا میگذرد. باب جهاد اصغر بسته شد ، باب جهاد اکبر بسته نیست/.

کـجـایـیــد ای شـهــیــدان خـدایــی

                                              بـلا جـویان دشـت کـربلایـی

کـجـایـیـد ای سبـک بالان عـاشـق

                                              پـرنـده تـر زمـرغان هوایـی

شهادت ، ای شهادت ، ناز شستت

                                             پرستو کن مـرا، قربان دستت

من بسیجیم، آماده مرگ، حرف آخرم را بر بالین شهدا گفتم، از امام خواستم سرم را به زانو بگیرد و به خون همه شهیدان سوگند که تا کنون سر به زانوی احدی نگذاشته ام.

من بسیجیم، مطلوب قرآنم، جرقۀ آن پتکی هستم که پیامبر (ص) در خندق بر آن سنگ کوبید، من امید موعود علی بزرگوارم و منتقم خون ثارالله (ع)/.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 عزیزان دلم سلام

هفته دفاع مقدس را بر تمامی دلیر مردان و ایثار گران عرصه ایثار و شهادت تبریک عرض مینماییم/.

و امّا تو این پست میخوام از حضور کربلایی نریمان پناهی در زمان سالهای دفاع مقدس چند خطی     بنویسم و ۲ تا عکس از آن سالهای پر شور براتون بزارم/.

کربلایی نریمان پناهی در سال ۱۳۶۰ مثل خیلی از بچه بسیجیها درس رو نیمه کاره گذاشت و وارد جبهه های حق علیه باطل شد و در مدت حضورشان، در گردانهای مقداد و سلمان بعنوان معاون گردان مشغول به فعالیت بودند و در تیپ سیدالشهدا(ع) معاون دوم گردان علی اصغر(ع) بودند و در عملیات های خیبر   فتح المبین، رمضان، والفجر ۱و۲ و کربلای پنج و چند عملیات دیگر شرکت نمودند که البته ایشان در عملیات کربلای پنج و در منطقه عملیاتی شلمچه به درجه رفیع جانبازی آن هم از نوع شیمیایی نایل گشتند البته ایشان برادر شهید هم هستند و برادر ایشان شهید علی پناهی در سال ۱۳۷۳ بر اثر جراحات شیمیایی به درجه رفیع شهادت نایل گشتند/.

در ضمن کربلایی نریمان پناهی چند مدت مسئول گشت ثارالله منطقه جماران تهران بودند/.

۱-این عکس در سال ۱۳۶۴ در ناحیه مقاومت بسیج مالک اشتر گرفته شده ایشان تازه از منطقه به  تهران برگشته بودند/.

کربلایی نریمان پناهی سال 64

۲-این عکس در سال ۱۳۶۴ گرفته شده یک روز قبل از عملیات ، سمت چپ آقا نریمان، ایشان در این عکس در لشگر ۲۷ محمد رسول الله(ص) بودند و معاون گردان مقداد/.

کربلایی نریمان پناهی سمت چپ سال 64

------------------------------------------------------------

ای شلمچه از آن امانتهای سبز خوب مراقبت کن، علفهای هرزی که بر گردشان می روید قطع کن تا   دامنت پر از گل شود، گلهای سرخ، لاله های سرخ و معطر به بوی خون، به بوی ایمان و اعتقاد.

آنها جگرگوشه های امامند، جگرگوشه حسین(ع) و فاطمه(س)، شبیه پیغمبر اسلام(ص) بودند و   دلایل محکم خدا در برابر ملائکه اند/.

یا علی مدد

+ سه شنبه 31 شهریور1388

ساعت 19:28

توسط سید حسن رئیسی با همکاری آخرین یادگار مسئول اجرایی وبلاگ سید ذاکر |

عید سعید فطر بر همه مسلمانان مبارک باد

+ یکشنبه 29 شهریور1388

ساعت 23:39

توسط سید حسن رئیسی با همکاری آخرین یادگار مسئول اجرایی وبلاگ سید ذاکر |

RSS